مشاوره حقوقي

حکم غصب مشاوره حقوقی

مشاوره حقوقی آنلاین

حکم غصب در فقه اسلام

غصب در لغت به معنای تسلط ظالمانه بر مال دیگری است. در فقه اسلام، غصب یکی از محرمات بزرگ و از گناهان کبیره محسوب می‌شود.

ارکان غصب:

  • غاصب: کسی که مال را غصب می‌کند.
  • مغصوب: مال غصب شده.
  • مغصوبٌ منه: صاحب مال غصب شده.

احکام غصب:

غصب دارای دو حکم تکلیفی و یک حکم وضعی است:

احکام تکلیفی:

  • حرام بودن غصب: غصب در هر شرایطی حرام است و هیچ عذری برای آن پذیرفته نیست.
  • وجوب ردّ مغصوب: غاصب شرعاً موظف است مال غصب شده را به صاحبش ردّ کند.

حکم وضعی:

  • بطلان تصرفات غاصب: تصرفات غاصب در مال غصب شده باطل و بلااثر است. به این معنی که غاصب هیچ حقی در مال غصب شده ندارد و صاحب مال می‌تواند برای استرداد آن اقدام کند.

آثار غصب:

غصب علاوه بر احکام تکلیفی و وضعی، آثار دیگری نیز دارد، از جمله:

  • ضمان غاصب: غاصب ضامن تلف و نقصان مال غصب شده است، به این معنی که اگر مال غصب شده در دست او تلف یا ناقص شود، غاصب باید خسارت آن را به صاحب مال بپردازد.
  • حق حبس: صاحب مال می‌تواند در مقابل ردّ مال غصب شده، طلب خود را از غاصب وصول کند.

اقسام غصب:

غصب به اقسام مختلفی تقسیم می‌شود، از جمله:

  • غصب ید: تصرف بدون رضایت صاحب مال.
  • غصب منفعت: استفاده از مال دیگری بدون رضایت صاحب مال.
  • غصب حکم: تصرف در مال دیگری به حکم ظالمانه.

موارد استثنای غصب:

در برخی موارد، تصرف در مال دیگری غصب محسوب نمی‌شود، از جمله:

  • اذن صاحب مال: اگر صاحب مال به دیگری اجازه تصرف در مال خود را بدهد، غصب محسوب نمی‌شود.
  • ضرورت: در مواردی که ضرورت ایجاب کند، می‌توان بدون رضایت صاحب مال در مال او تصرف کرد، مانند زمانی که جان انسان در خطر باشد.
  • اباحه شرعی: در برخی موارد، شرع مقدس اسلام تصرف در مال دیگری را به طور کلی یا به طور مشروط مباح دانسته است، مانند تصرف در اموال مجهول المالک.

غصب در قانون مدنی:

در قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران نیز غصب جرم شناخته شده و برای آن مجازات تعیین شده است. مطابق ماده ۶۰۶ قانون مدنی، هر کس مال دیگری را به قهر و غلبه تصرف کند، غاصب تلقی می‌شود و صاحب مال می‌تواند به جهت استرداد آن به مراجع قضایی رجوع کند.

 

نکته: احکام فقهی غصب پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و در این پاسخ مختصر، فقط به بیان کلیات آن پرداخته شده است. برای مطالعه دقیق‌تر این احکام، می‌توانید به منابع فقهی و حقوقی مراجعه کنید.

غصب در لغت و اصطلاح

لغتاً: غصب به معنای اخذ چیزی به زور و بدون رضایت صاحب آن است.

در اصطلاح فقهی: غصب عبارت است از استیلاء ظالمانه بر مال یا حق دیگری، به نحوی که آن را از تصرف او خارج کند.

در اصطلاح حقوقی: غصب جرمی است که در آن شخصی مال یا حق دیگری را بدون رضایت او و به زور یا تهدید تصرف می‌کند.

ارکان غصب

غصب دارای سه رکن اصلی است:

  • غاصب: کسی که مال یا حق دیگری را غصب می‌کند.
  • مغصوب: مال یا حقی که غصب شده است.
  • غصب: فعل غاصب در تصرف مال یا حق دیگری.

شرایط تحقق غصب

  • وجود مال یا حق: غصب فقط بر مالی که متقوم و مملوک باشد، تحقق می‌یابد. مال متقوم مالی است که ارزش اقتصادی داشته باشد و مال مملوک مالی است که مالک خاص داشته باشد.
  • عدم رضایت صاحب مال: غصب زمانی تحقق می‌یابد که صاحب مال رضایت به تصرف آن توسط غاصب نداده باشد.
  • تصرف: غاصب باید مال یا حق دیگری را تصرف کند. تصرف اعم از قبض و استیلاء است. قبض یعنی تسلط یافتن بر مال و استیلاء یعنی تملک مال به قصد تصاحب آن.

آثار غصب

غصب دارای آثار متعددی است، از جمله:

  • ضمان: غاصب ضامن مال غصب شده است، به این معنا که باید آن را به صاحبش رد کند و اگر تلف شده باشد، باید تلف آن را جبران کند.
  • حرمت: غصب حرام است و در شرع و قانون برای آن مجازات تعیین شده است.
  • استحقاق مطالبه خسارات: صاحب مال می‌تواند از غاصب خسارات وارده به مال خود را مطالبه کند.

تفاوت غصب با سرقت

غصب و سرقت هر دو از جرایم علیه اموال هستند، اما بین آنها تفاوت‌هایی وجود دارد:

  • غصب علنی و سرقت مخفیانه انجام می‌شود.
  • در غصب صاحب مال حاضر است، اما در سرقت حاضر نیست.
  • در غصب غاصب مال را به قصد تصاحب می‌گیرد، اما در سرقت به قصد بردن آن می‌گیرد.

قوانین غصب در ایران

غصب در قانون مدنی ایران به عنوان تصرف عدوانی در مال غیر تعریف شده است. (ماده ۳۰۸ قانون مدنی)

ارکان غصب:

  • مال: مال مورد غصب می‌تواند هر چیزی باشد که ارزش اقتصادی داشته باشد، اعم از عین (مانند خانه، ماشین، زمین) یا منفعت (مانند حق عبور و مرور) یا حق (مانند حق سرقفلی).
  • غاصب: کسی که مال دیگری را غصب می‌کند، غاصب نامیده می‌شود.
  • غصب: غاصب باید بدون مجوز قانونی و رضایت مالک، مال را تصرف کند.
  • علم و عمد: غاصب باید عالم به غیرقانونی بودن تصرف خود باشد.

آثار غصب:

  • استرداد مال: مهمترین اثر غصب، استرداد مال به صاحب آن است.
  • غرامت: غاصب ضامن تمام منافع و خسارات وارده به مالک در اثر غصب است.
  • تخریب: اگر غاصب مال را تصرف و سپس آن را خراب کند، باید مثل یا قیمت آن را به صاحبش بدهد.
  • ضمان ید: در صورت تلف شدن یا ناقص شدن مال در دست غاصب، او ضامن آن است، حتی اگر در حفظ آن کوتاهی نکرده باشد.

موارد عدم تحقق غصب:

  • اذن مالک: اگر مالک به تصرف رضایت دهد، غصب تحقق پیدا نمی‌کند.
  • قانون: در برخی موارد، قانون به اشخاص اجازه تصرف در مال دیگری را می‌دهد. به عنوان مثال، حاکم شرع می‌تواند در اموال عمومی تصرف کند.
  • اشتباه: اگر کسی به گمان اینکه مال خود را تصرف می‌کند، مال دیگری را تصرف کند، غاصب محسوب نمی‌شود.

قوانین مربوط به غصب:

  • قانون مدنی: مواد ۳۰۸ تا ۳۲۳ قانون مدنی به موضوع غصب اختصاص دارد.
  • قانون آیین دادرسی مدنی: در این قانون نیز قواعدی برای رسیدگی به دعاوی مربوط به غصب پیش‌بینی شده است.

در فقه و قانون، موارد متعددی به عنوان استثنای غصب شناخته شده‌اند که در آنها تصرف در مال دیگری بدون رضایت او، غصب محسوب نمی‌شود. این موارد به طور کلی به دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند:

1. اضطرار:

  • اضطرار به نفس: در مواردی که جان شخص در خطر باشد و برای نجات جان خود مجبور به تصرف در مال دیگری شود، غصب محسوب نمی‌شود. به عنوان مثال، اگر شخصی در حال غرق شدن باشد و برای نجات خود به تخته‌ای که متعلق به دیگری است، چنگ بزند، غاصب محسوب نمی‌شود.
  • اضطرار به مال: در مواردی که مال شخص در خطر نابودی باشد و برای حفظ آن مجبور به تصرف در مال دیگری شود، غصب محسوب نمی‌شود. به عنوان مثال، اگر سیل به سمت مزرعه‌ای در حال حرکت باشد و صاحب مزرعه برای نجات مزرعه خود مجبور به تخریب سد مزرعه دیگری شود، غاصب محسوب نمی‌شود.

2. اذن عام:

  • اذن حاکم: در مواردی که حاکم شرعی یا قانونی دستور به تصرف در مال دیگری دهد، غصب محسوب نمی‌شود. به عنوان مثال، اگر قاضی دستور به تخریب بنای غیرمجاز دهد، افرادی که این کار را انجام می‌دهند، غاصب محسوب نمی‌شوند.
  • اذن عام شارع: در مواردی که شارع مقدس به طور کلی اجازه تصرف در مال دیگری را داده باشد، غصب محسوب نمی‌شود. به عنوان مثال، چیدن میوه از درختان درختی که در بیابان‌ها و اماکن عمومی قرار دارند، غصب محسوب نمی‌شود.

3. اباحه:

  • مباحات فطری: برخی از اشیاء به طور طبیعی مباح هستند و تصرف در آنها غصب محسوب نمی‌شود. به عنوان مثال، هوا، آب دریا و گیاهان خودرو در بیابان‌ها و اماکن عمومی از این دسته هستند.
  • مباحات شرعی: شارع مقدس در برخی موارد به طور خاص اجازه تصرف در مال دیگری را داده است. به عنوان مثال، برداشتن مقداری از میوه باغ برای رفع نیاز شخصی غصب محسوب نمی‌شود.

4. رضایت صاحب مال:

  • رضایت صریح: اگر صاحب مال به طور صریح به دیگری اجازه تصرف در مال خود را بدهد، غصب محسوب نمی‌شود.
  • رضایت ضمنی: در مواردی که از قرائن و شواهد، رضایت صاحب مال به تصرف در مال او احراز شود، غصب محسوب نمی‌شود. به عنوان مثال، اگر صاحب مغازه در مغازه خود را باز بگذارد و مردم برای خرید وارد مغازه شوند، غاصب محسوب نمی‌شوند.

5. ملکیت مشاع:

  • در مواردی که مال مورد تصرف بین دو یا چند نفر به صورت مشاع (اشتراکی) باشد، تصرف یکی از شرکا در سهم خود غصب محسوب نمی‌شود.

نکات:

  • در همه موارد استثنای غصب، باید شرایط و ضوابط مربوطه رعایت شود. به عنوان مثال، در مورد اضطرار، باید ضرورت واقعی وجود داشته باشد و راه دیگری برای رفع خطر نباشد.
  • در مورد اذن عام، باید اذن به طور صریح یا ضمنی از سوی شارع یا مقامات قانونی صادر شده باشد.
  • در مورد اباحه، باید مال مورد تصرف به طور طبیعی یا شرعی مباح باشد.
  • در مورد رضایت صاحب مال، باید رضایت به طور صریح یا ضمنی احراز شود.
  • در مورد ملکیت مشاع، باید تصرف در سهم خود شریک انجام شود.

توجه به این نکته ضروری است که احکام فقهی و قانونی مربوط به غصب پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و در این مختصر نمی‌توان به همه آنها اشاره کرد. برای بررسی دقیق موضوع و تعیین اینکه آیا تصرفی غصب محسوب می‌شود یا خیر، باید به منابع فقهی و قانونی و یا به متخصصان امر مراجعه کرد.

موارد عدم تحقق غصب

همانطور که در پاسخ قبلی اشاره شد، غصب در فقه اسلام به معنای تسلط ظالمانه بر مال دیگری است. برای تحقق غصب، ارکانی باید وجود داشته باشد که در ادامه به آنها اشاره می‌کنیم:

  • غاصب: کسی که مال را غصب می‌کند.
  • مغصوب: مال غصب شده.
  • مغصوبٌ منه: صاحب مال غصب شده.
  • سوء نیت: غاصب باید قصد تصرف غیرقانونی در مال دیگری را داشته باشد.

در صورتی که یکی از این ارکان وجود نداشته باشد، غصب تحقق پیدا نمی‌کند.

موارد عدم تحقق غصب به شرح زیر است:

1. رضایت صاحب مال:

  • اگر صاحب مال به دیگری اجازه تصرف در مال خود را بدهد، غصب محسوب نمی‌شود.
  • به عنوان مثال، اگر صاحب ماشینی به دوست خود اجازه دهد که از ماشینش استفاده کند، این کار غصب محسوب نمی‌شود.

2. اذن عام:

  • در برخی موارد، شرع مقدس اسلام به طور کلی یا به طور مشروط تصرف در مال دیگری را مباح دانسته است.
  • به عنوان مثال، تصرف در اموال مجهول المالک یا اموال بلاصاحب غصب محسوب نمی‌شود.

3. ضرورت:

  • در مواردی که ضرورت ایجاب کند، می‌توان بدون رضایت صاحب مال در مال او تصرف کرد.
  • به عنوان مثال، اگر جان انسان در خطر باشد و برای نجات جان او نیاز به استفاده از مال دیگری باشد، این کار غصب محسوب نمی‌شود.

4. عدم سوء نیت:

  • اگر کسی بدون قصد تصرف غیرقانونی در مال دیگری، در آن تصرف کند، غصب محسوب نمی‌شود.
  • به عنوان مثال، اگر کسی به اشتباه فکر کند که ماشینی متعلق به او است و از آن استفاده کند، غاصب محسوب نمی‌شود.

5. تصرف در ملک مشاع:

  • اگر کسی در ملک مشاعی که سهمی در آن ندارد تصرف کند، غصب محسوب نمی‌شود، مشروط به اینکه تصرف او در سهم دیگران نباشد.
  • ملک مشاع، ملکی است که بین دو یا چند نفر به صورت مشاعی مشترک باشد.

6. تصرف در ملک رهنی:

  • اگر مرتهن (کسی که مال را در رهن خود گرفته) در مال رهن تصرف کند، غصب محسوب نمی‌شود.
  • رهن، قراردادی است که به موجب آن، یک نفر مال خود را به دیگری در مقابل وام یا تعهدی که بر ذمه اوست، وثیقه قرار می‌دهد.

7. تصرف در مال مفروز شده از میراث:

  • اگر یکی از وراث قبل از تقسیم میراث در سهم خود تصرف کند، غصب محسوب نمی‌شود.
  • مال مفروز، مالی است که از اموال مشترک جدا شده و سهم هر یک از شرکا مشخص شده باشد.

نکته: در برخی از موارد ممکن است تصرف در مال دیگری مشمول عنوان دیگری غیر از غصب باشد، مانند استیفاء یا تعدی.

توصیه می‌شود برای بررسی دقیق‌تر موارد عدم تحقق غصب، به منابع فقهی و حقوقی مراجعه کنید.

اقسام غصب در فقه اسلامی

غصب به طور کلی به سه دسته تقسیم می شود:

1. غصب عین:

  • در این نوع غصب، خودِ مال از تصرف مالک خارج شده و به تصرف غاصب در می آید.
  • فرقی نمی کند که مال منقول باشد یا غیرمنقول.
  • مثال هایی از غصب عین عبارتند از:
    • برداشتن یک کتاب از قفسه کتابخانه بدون اجازه صاحب آن
    • ورود به خانه کسی بدون رضایت او
    • تصرف در زمین کشاورزی متعلق به دیگری

2. غصب منفعت:

  • در این نوع غصب، مالک از منفعت مال خود محروم می شود، اما خودِ مال در اختیار غاصب قرار نمی گیرد.
  • مثال هایی از غصب منفعت عبارتند از:
    • سکونت در خانه ای بدون اجازه صاحب آن
    • استفاده از خودرویی بدون رضایت مالک
    • چرای احشام در مراتع متعلق به دیگری

3. غصب حق:

  • در این نوع غصب، ** حقی از حقوق مالک ضایع می شود**، اما نه خودِ مال و نه منفعت آن از بین می رود.
  • مثال هایی از غصب حق عبارتند از:
    • ممانعت از عبور و مرور در ملک شخصی
    • جلوگیری از استفاده از حق انتفاع از املاک
    • محروم کردن صاحب حق از حق تأليف

توجه:

  • در برخی از منابع فقهی، غصب را به دو دسته غصب عین و غصب منافع تقسیم می کنند و غصب حق را نوعی از غصب منافع می دانند.

آثار غصب:

غصب آثار متعددی دارد، از جمله:

  • وجوب ردّ مغصوب: غاصب موظف است مال غصب شده را به صاحب آن برگرداند.
  • ضمان تلف و نقص: اگر مال غصب شده در دست غاصب تلف یا ناقص شود، غاصب ضامن آن خواهد بود.
  • استحقاق اجرت المثل: اگر مالک از منفعت مال غصب شده محروم شده باشد، مستحق اجرت المثل آن خواهد بود.

قوانین مربوط به غصب:

  • قوانین مربوط به غصب در کشورهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارد.
  • در برخی از کشورها، قوانین مربوط به غصب بر اساس فقه اسلامی وضع شده است.
  • در برخی دیگر از کشورها، قوانین مربوط به غصب بر اساس قوانین مدنی وضع شده است.

برای اطلاع از قوانین مربوط به غصب در کشور خود،

  • می توانید به قانون مدنی یا قوانین کیفری کشور خود مراجعه کنید.
  • همچنین می توانید از یک محامٍ متخصص در امور حقوقی مشورت بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *