مشاوره حقوقي

عقد بیع چیست

مشاوره حقوقی آنلاین

عقد بیع در قانون مدنی ایران

عقد بیع در قانون مدنی ایران به تملیک عین به عوض معلوم تعریف شده است. (ماده ۳۳۸ قانون مدنی)

به عبارت ساده‌تر، بیع یعنی خرید و فروش که در آن یک مال (مبیع) به پول (ثمن) معاوضه می‌شود.

ارکان عقد بیع:

  • ایجاب و قبول: بایع (فروشنده) باید مال را به مشتری (خریدار) ایجاب کند و مشتری آن را قبول کند. (ماده ۳۳۹ قانون مدنی)
  • مبیع: مالی که فروخته می‌شود، مبیع نامیده می‌شود. (ماده ۳۴۲ قانون مدنی)
  • ثمن: پولی که در مقابل مبیع پرداخت می‌شود، ثمن نامیده می‌شود. (ماده ۳۴۰ قانون مدنی)

شرایط ارکان عقد بیع:

  • اهلیت طرفین: بایع و مشتری باید اهلیت قانونی برای معامله داشته باشند. (ماده ۳۴۵ قانون مدنی)
  • رضای طرفین: عقد بیع باید مقرون به رضای طرفین باشد. (ماده ۳۴۶ قانون مدنی)
  • معلوم بودن مبیع و ثمن: مبیع و ثمن باید معلوم باشند. (ماده ۳۴۲ و ۳۴۰ قانون مدنی)

آثار عقد بیع:

  • مالکیت مبیع برای مشتری: با انعقاد عقد بیع، مالکیت مبیع به مشتری منتقل می‌شود. (ماده ۹۷۶ قانون مدنی)
  • ضمان درک: بایع ضامن است که مبیع مال غیر نباشد و عیب و نقص نداشته باشد. (مواد ۴۵۶ تا ۴۷۷ قانون مدنی)
  • الزامات بایع و مشتری: بایع موظف به تسلیم مبیع و مشتری موظف به تادیه ثمن است. (مواد ۳۶۲ تا ۳۷۶ قانون مدنی)

خیارات در عقد بیع:

در عقد بیع، خیاراتی برای بایع و مشتری در نظر گرفته شده است که به آنها امکان فسخ معامله در شرایطی خاص را می‌دهد.

مهم‌ترین خیارات در عقد بیع عبارتند از:

  • خیار مجلس: بایع و مشتری تا زمانی که از مجلس عقد بیرون نرفته‌اند، حق فسخ معامله را دارند. (ماده ۳۷۶ قانون مدنی)
  • خیار شرط: شرطی که در ضمن عقد بیع شده باشد، به نفع مشروطٌ‌له (کسی که شرط به نفع او شده است) خیار ایجاد می‌کند. (ماده ۳۸۱ قانون مدنی)
  • خیار عیب: اگر بعد از عقد بیع، عیبی در مبیع کشف شود، مشتری حق فسخ معامله را دارد. (ماده ۳۸۵ قانون مدنی)
  • خیار تاخیر ثمن: اگر مشتری در پرداخت ثمن تاخیر کند، بایع حق فسخ معامله را دارد. (ماده ۳۹۶ قانون مدنی)

در فقه و حقوق اسلامی، عقد بیع برای تحقق یافتن به چهار رکن اصلی نیاز دارد که به آنها ارکان عقد بیع گفته می‌شود. این ارکان عبارتند از:

  1. متعاقدین: متعاقدین در عقد بیع، دو طرف معامله هستند که یکی از آنها بایع (فروشنده) و دیگری مشتری (خریدار) نامیده می‌شود. بایع کسی است که مال را به عوض معلوم به مشتری تمکین می‌دهد و مشتری کسی است که عوض را به بایع می‌پردازد و مال را تسلیم می‌گیرد.

  2. ایجاب و قبول: ایجاب و قبول، اراده ی انشاء معامله از سوی طرفین عقد بیع است. ایجاب به معنای پیشنهاد فروش توسط بایع و قبول به معنای پذیرش خرید توسط مشتری است. ایجاب و قبول باید لفظی باشند و به طور صریح یا ضمنی بیان شوند.

  3. مبیع: مبیع مال مورد معامله در عقد بیع است. مبیع باید قابل نقل و انتقال باشد، ملک بایع باشد و قابل تسلیم به مشتری باشد.

  4. ثمن: ثمن عوض معلوم در عقد بیع است. ثمن باید معلوم و مشخص باشد، قابل نقل و انتقال باشد و ملک بایع نباشد.

علاوه بر این ارکان اصلی، شرایطی نیز برای صحت عقد بیع وجود دارد که عبارتند از:

  • اهلیت طرفین: طرفین عقد بیع باید اهلیت عقل و رشد داشته باشند.
  • رضای طرفین: رضای طرفین عقد بیع باید صریح یا ضمنی باشد و معامله از روی اکراه یا غبن نباشد.
  • موجب صحیح: معامله باید مبتنی بر علت و غرض مشروع باشد.

در صورت وجود تمامی ارکان و شرایط لازم، عقد بیع صحیح و نافذ خواهد بود و آثار آن بر طرفین و مال مورد معامله مترتب خواهد شد.

 

 

 

شرایط ارکان عقد بیع در قانون مدنی ایران:

عقد بیع، یکی از مهمترین عقود در قانون مدنی ایران است که به موجب آن، یک نفر (بایع) مال خود را به عوض معلوم به دیگری (مشتری) منتقل می کند.

برای اینکه عقد بیع صحیح و نافذ باشد، ارکان آن باید دارای شرایطی باشند که در ادامه به بررسی آنها می پردازیم:

1. ایجاب و قبول:

  • ایجاب: ایجاب عبارت است از اظهار انشای بایع مبنی بر انتقال مال به عوض معلوم.
  • شرایط ایجاب:
    • ایجاب باید لفظی باشد، اما کتابةً نیز صحیح است.
    • ایجاب باید صريح و بدون ابهام باشد.
    • ایجاب باید قاطع و بدون شرط باشد.
  • قبول: قبول عبارت است از اظهار انشای مشتری مبنی بر رضایت به ایجاب بایع.
  • شرایط قبول:
    • قبول باید متعاقب ایجاب باشد.
    • قبول باید مطابق با ایجاب باشد.
    • قبول باید لفظی باشد، اما کتابةً نیز صحیح است.

2. متبایعین:

  • بایع: کسی که مال خود را به عوض معلوم به دیگری منتقل می کند.
  • شرایط بایع:
    • بایع باید اهلیت کامل داشته باشد.
    • بایع باید مالک مال مورد معامله باشد.
    • بایع باید حق انتقال مال مورد معامله را داشته باشد.
  • مشتری: کسی که عوض معلوم را به بایع می دهد و در مقابل مال مورد معامله را دریافت می کند.
  • شرایط مشتری:
    • مشتری باید اهلیت کامل داشته باشد.
    • مشتری باید ثمن (عوض معلوم) را بپردازد.

3. مبیع:

  • مبیع: مال مورد معامله در عقد بیع.
  • شرایط مبیع:
    • مبیع باید معلوم و مشخص باشد.
    • مبیع باید قابل نقل و انتقال باشد.
    • مبیع باید مملوک باشد.
    • مبیع باید پاک باشد.

4. ثمن:

  • ثمن: عوض معلوم در عقد بیع.
  • شرایط ثمن:
    • ثمن باید معلوم و مشخص باشد.
    • ثمن باید مالیت داشته باشد.
    • ثمن باید قابل نقل و انتقال باشد.
    • ثمن باید مملوک باشد.

نکته:

  • در صورتی که هر یک از ارکان یا شرایط آنها در عقد بیع وجود نداشته باشد، عقد بیع باطل خواهد بود.

موارد بطلان عقد بیع:

  • فقدان اهلیت یکی از طرفین
  • مجهول یا معین نبودن مبیع یا ثمن
  • غیرقابل نقل و انتقال بودن مبیع یا ثمن
  • مملوک نبودن مبیع
  • مغصوب بودن مبیع
  • شرط خلاف شرع یا ناممکن در عقد بیع

موارد بطلان عقد بیع طبق قانون مدنی ایران:

1. فقدان شرایط اساسی عقد:

  • اهلیت طرفین: هر دو طرف عقد بیع باید اهلیت کامل داشته باشند. به عبارتی، باید بالغ، عاقل و رشید باشند.
  • رضای طرفین: رضای طرفین عقد بیع باید به طور آزادانه و بدون اکراه، اجبار و غلط باشد.
  • موضوع معین: موضوع معامله باید معین و قابل تعیین باشد.
  • محل معین: در صورتی که محل تسلیم مورد معامله در عقد ذکر شده باشد، باید معین و قابل تعیین باشد.
  • قصد و رضا: طرفین عقد باید قصد و رضای کامل به معامله داشته باشند.

2. فقدان یکی از ارکان اساسی عقد:

  • صیغه: عقد بیع باید به صیغه شرعی یا قانونی واقع شود.
  • مهر: در صورتی که مهر شرط صحت عقد باشد، باید مهر به عقد ضمیمه شود.
  • مبایع: مبیع (مورد معامله) باید وجود خارجی داشته باشد و متعلق به بایع باشد.
  • ثمن: ثمن (قیمت) باید معین و مشخص باشد.

3. وجود موانع قانونی:

  • محجوریت: در برخی موارد، قانون اشخاصی را از انجام برخی معاملات، از جمله بیع، محجور می کند.
  • ممنوعیت قانونی: قانون انجام برخی معاملات را ممنوع کرده است.
  • غبن: در صورتی که یکی از طرفین در معامله غبن فاحش داشته باشد، می تواند بطلان عقد را به دادگاه درخواست دهد.

4. سایر موارد:

  • جهالت به موضوع یا ثمن: در صورتی که یکی از طرفین به موضوع یا ثمن جاهل باشد، عقد باطل است.
  • اشتباه در موضوع یا ثمن: در صورتی که یکی از طرفین در موضوع یا ثمن اشتباه کند، عقد باطل است.
  • تدلیس: در صورتی که یکی از طرفین دیگری را به وسیله تدلیس (فریب) به انجام معامله راضی کند، عقد باطل است.
  • خیارات: در برخی موارد، قانون به یکی از طرفین یا هر دو طرف عقد اختیاراتی می دهد که می توانند با استفاده از آنها، عقد را فسخ کنند. فسخ عقد در این موارد موجب بطلان عقد می شود.

خیارات در عقد بیع

خیار در اصطلاح حقوقی به معنای اختیار فسخ معامله است که قانون یا توافق طرفین به یکی از طرفین یا هر دو طرف معامله می‌دهد. خیارات انواع مختلفی دارند که برخی از آنها در تمام عقود لازم و برخی دیگر فقط در عقد بیع وجود دارند.

خیارات مختص به عقد بیع عبارتند از:

  • خیار مجلس: این خیار به هر یک از خریدار و فروشنده حق می‌دهد تا مادامی که از یکدیگر جدا نشده‌اند، معامله را فسخ کنند.
  • خیار حیوان: این خیار فقط در مورد معاملات مربوط به حیوان است و به خریدار حق می‌دهد تا سه روز از تاریخ معامله، معامله را فسخ کند.
  • خیار تاخیر ثمن: این خیار به فروشنده حق می‌دهد تا اگر خریدار ثمن معامله را نقداً نپردازد و یا در تأدیه آن تأخیر کند، معامله را فسخ کند.

شرایط اساسی خیارات:

  • اهلیت طرفین: برای اعمال خیار، هر دو طرف معامله باید اهلیت کامل داشته باشند.
  • وجود دین: فقط در مورد معاملات دین دار می‌توان از خیار استفاده کرد.
  • رضایت متبرع: برای اعمال خیار، رضایت و اراده‌ی کسی که خیار به نفع اوست لازم است.

نکات:

  • خیارات راجع‌شدنی نیستند، یعنی پس از اعمال آنها، دیگر نمی‌توان از آنها استفاده کرد.
  • خیارات قابل انتقال به غیر هستند، یعنی می‌توان آنها را به شخص ثالث واگذار کرد.
  • خیارات با شرط خلاف قابل اسقاط هستند، یعنی طرفین می‌توانند با توافق یکدیگر، خیارات را از بین ببرند.